خدا جونم سلام
میدونی چیه میدونی اره میدونی تو همه چیرو میدونی چرا پس خم به ابرو نمیاری؟
چرا اینقدر دوام میاری از کارای بدم؟ چرا اینقد منو تحمل میکنی؟
اصن یه چیزی
چرا هر روز صبح به من دوباره فرصت زندگی میدی؟ چرا نفس و تپش قلب بمن میدی ؟
چرا میذاری چشام باز بشه ؟ من که بنده خوبی نیستم نبودم اینهمه فرصت اخه مگه میشه؟
خداجونم این بغضه لعنتی واسه کارای بدمه ... واسه چهره تلخمه
که دوستم حتی حاضر نیس اسممو کنار اسمش بذاره از من چندشش میشه
خدایا این اداهایی که در میارم واسه چیه ؟ چیو میخوام ثابت کنم ؟ چیرو میخوام مورد توجه قرار بدم ؟
خدایا من مریضم؟ روانی شدم ینی؟ برا اینه که زود بهم میریزم ؟
خدای مهربونم مگه تو زندگی هر جا موندم به تو تکیه نکردم ؟ پس چرا الان کم آوردم؟
پس چرا نا امید از حکمتای تو شدم؟ چرا دل به دل خودم بسته م و هر کاریو که تو دوست نداریو انجام میدم ؟
خدایا گاهی شک میکنم به این ایمان ضعیفی که دارم میترسم همین ضعیف رو هم نداشته باشم ینی دیگه هیچ ایمانی رو نداشته باشم خدایا من کم آوردم من تو این زندگی کم آوردم جلوی خودم جلوی دوستم جلوی خونواده م جلوی امام عصرم آره من کم آورد
برچسب: عروسی,عروسی سحر قریشی,عروسی به انگلیسی,عروسی کردی,عروسی لیلا فروهر,عروسی زیبا بروفه,عروسی مهناز افشار,عروسی رامبد جوان,عروسی افغانی,عروسی خوبان,
نویسنده: مهتاب میرزایی
تاريخ: سه
شنبه
18 آبان
1395 ساعت: 8:11